تبليغاتX
انجمن اسلامی دانشگاه مراغه

انجمن اسلامی دانشگاه مراغه

آنان که به هر ذلتی تن می دهند تا زنده بمانند ، مردگان خاموش تاریخند.

شب گذشته و در سن 87 سالگی
آقای حسینعلی منتظری فوت شد
آقای منتظری شب گذشته و در سن 87 سالگی، در منزل خود فوت کرد.

صدای شیعه : برخی خبرگزاری‌های رسمی کشور خبر از فوت آقای منتظری دادند.
بر اساس گزارش‌های رسیده این اتفاق شب گذشته و در منزل وی رخ داده است.
آقای منتظری سابقه مبارزه و زندان را پیش از انقلاب اسلامی ایران در کارنامه خود دارد.
آقای منتظری همچنین بعدها و در زمان حیات امام راحل به عنوان قائم مقام رهبری انتخاب شد اما حمایت‌های بی مورد وی از مهدی هاشمی، باعث عزل و طرد شدنش از سوی حضرت امام خمینی (ره) شد.
امام خمینی (ره) در همین راستا با نگارش نامه‌‌ای تاریخی به آقای  منتظری، وی را ساده لوح خطاب کردند و نوشتند: "از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید."
رهبر کبیر انقلاب همچنین در بخش دیگری از این نامه خطاب به آقای منتظری خاطرنشان کرده بودند: "از آنجا که ساده‌لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد."
آقای منتظری پس از فوت امام خمینی (ره) نیز چندین بار در سخنرانی‌های مختلف، مطالب توهین آمیزی را علیه نظام و مقدسات مطرح کرد که با استقبال رسانه‌های بیگانه همراه شد.
آقای منتظری در جریان حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری نیز با صدور بیانیه‌های مختلف، در صدد آن بر آمد تا به اعتراضات حامیان میرحسین موسوی موسوم به فرقه سبز تداوم و قوت بخشد.
در راستای همین اقدامات آقای  منتظری بود که حسین بشیریه از تحلیلگران اصلاح طلب نیز چندی پیش از وی به عنوان رهبر معنوی فرقه سبز نام برد.

گفتنی است در روزهای اخیر نیز تشکلی آمریکایی موسوم به "کانون مدافعان حقوق بشر"، به دلیل مواضع ضد نظام آقای منتظری، وی را به عنوان آنچه که خود "تلاشگر حقوق بشر" می‌نامید انتخاب کرد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آذر1388ساعت 15:35  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  | 

ای حاج، اکنون به کجا میروی؟

... و اکنون،تو ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آورده‌ای. اسماعیل توکیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ پولت؟ خانه‌ات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ خانواده‌ات؟ علمت؟ درجه‌ات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیبایی‌ات؟ و .... من چه می‌دانم؟ این را باید خود بدانی و خدایت. من فقط می‌توانم نشانی‌هایش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه ایمان ضعیف می‌کند، آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند،آنچه دلبستگی‌اش نمی‌گذارد تا پیام حق را بشنوی و حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به توجیه و تاویل‌های مصلحت‌جویانه و ... به فرار می‌کشاند و عشق به او کور و کرت می‌کند و بالاخره آنچه برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل تو است! اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد یا یک شیئی، یا حالت، یا یک وضع، و یا حتی یک نقطه ضعف! تو خود آن را هر که هست و هر چه هست باید به منی آوری و برای قربانی انتخاب کنی. چه: ذبح گوسفند به جای اسماعیل قربانی است، و ذبح گوسفند به جای گوسفند قصابی!!!

ای حاج، اکنون به کجا میروی؟ به خانه؟ به زندگی؟ دنیا؟ رفتن از حج، آنچنان که آمده بودی؟ هرگز. ای که نقش ابراهیم را در این صحنه ایفا کردی! هنرمند خوب در شخصیتی که نقش او را بازی می‌کند حل می‌شود و اگر خوب بازی کرده باشد، کار صحنه پایان می‌گیرد و کار او پایان نمی‌گیرد. هنرمندانی بوده‌اند که از نقشی که ایفا کرده‌اند دیگر بیرون نیامده‌اند و بر آن مرده‌اند. و تو ای که نقش ابراهیم را بر عهده داشتی، نه به بازی که به عبادت، به عشق، از نقش ابراهیم به نقش خویش رجعت مکن، خانه مردم را ترک مکن و دوباره پا در گلیم خویش مکش.
ای که در مقام ابراهیم ایستاده‌ای و بر پای ابراهیم به پا خاسته‌ای و به دست خدای ابراهیم دست بیعت داده‌ای، و به سرزمین ایمان و بر فرش خدا به مهمانی پا نهاده‌ای و در گرداب عشق فرو رفتی و خود را در خلق طائف نفی کردی و در کوهستان‌های حیرت و آتش به جستجوی آب تلاش کردی و آنگاه از مکه، یکسره در عرفات هبوط کردی و از آنجا، منزل به منزل به سوی خدا رجعت کردی و با «آگاهی» (در پرتو روشنی آ‏فتاب عرفات)، و «خودآگاهی» (به روشنی پاک شعور حرام)، به جمع سلاح پرداختی، و هماهنگ زمان و همگام با جمع از مرز منی گذشتی و سرزمین عشق و ایمان را از حکومت ابلیس‌ها رها کردی، و در پایان کار گوسفندی را ذبح کردی! ابراهیم‌وار زندگی کن و در عصر خویش معمار کعبه ایمان باش، قوم خویش را به حرکت‌آر، جهت بخش، به حج‌خوان، به طواف آر . و تو ! ای هم پیمان با خدا، ای همگام با ابراهیم ای که از طواف می‌آیی و کار حج را با طواف نساء به پایان آورده‌ای و در جای معمار کعبه ،بانی مدینه حرم و مسجدالحرام ایستاده‌ای و روی در روی هم‌پیمان خویش (خدا) داری، سرزمین خویش را منطقه حرم کن، که در مسجدالحرامی، عصر خویش را زمان حرام کن، که در زمان حرامی، و زمین را مسجد‌الحرام کن، که در مسجدالحرامی، که: زمین مسجد خداوند است و می‌بینی‌که : نیست!

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آذر1388ساعت 16:32  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  | 

سخنان آلبرت انیشتن

* «اگر انسان‌ها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معده‌شان بود، اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.»
* «اگر واقعیات با نظریات هماهنگی ندارند، واقعیت‌ها را تغییر بده.»
* «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.»
* «تخیل مهمتر از دانش است.علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر می‌گیرد.»
* «سعی نکن انسان موفقی باشی، بلکه سعی کن انسان ارزشمندی باشی.»
* «سخت‌ترین کار در دنیا درک [فلسفهٔ] مالیات بر درآمد است.»
* «سه قدرت بر جهان حکومت می‌کند:۱-ترس ۲-حرص ۳-حماقت.»
* «علم زیباست وقتی هزینهٔ گذران زندگی از آن تامین نشود.»
* «متوجه هستید که تلگراف سیمی به‌نوعی یک گربهٔ بسیار بسیار درازی است که وقتی دم‌اش را در نیویورک می‌کشید، سرش در لوس‌آنجلس میومیو می‌کند. این را می‌فهمید؟ و رادیو هم دقیقاً به همین شکل کار می‌کند؛ شما پیام‌هایی را از اینجا می‌فرستید و آنها در جایی دیگر دریافتشان می‌کنند. تنها تفاوت در این است که دیگر گربه‌ای وجود ندارد.»
* «مسائلی که بدلیل سطح فعلی تفکر ما بوجود می‌آیند، نمی‌توانند با همان سطح تفکر حل گردند.»
* «من با شهرت بیشتر و بیشتر احمق شدم.البته این یک پدیدهٔ نسبی است.»
* «مهم آن است که هرگز از پرسش باز نه‌ایستیم.»
* «هیچ کاری برای انسان سخت‌تر از فکرکردن نیست.»
* «دین بدون علم کور است و علم بدون دین لنگ است.»
* «در دنیا خط مستقیم وجود ندارد و تمام خطوط بدون استثنا منحنی و دایره وار است و اگر این خط کوچکی که در نظرما مستقیم جلوه میکند در فضا امتداد یابد خواهیم دید که منحنی است.»
* «به آینده نمی‌اندیشم چون به زودی فرا خواهد رسید.»
* «به‌سختی میتوان در بین مغزهای متفکر جهان کسی را یافت که دارای یک‌نوع احساس مذهبی مخصوص به‌خود نباشد، این مذهب با مذهب یک شخص عادی فرق دارد.»
* «خدا، شیر یا خط؟ نمی‌کند»
* «خداوند زیرک است اما بدخواه نیست.»
* «نگران مشکلاتی که در ریاضی دارید نباشید. به شما اطمینان می‌دهم که مشکلات من در این زمینه عظیم‌تر است.»
* «همزمان با گسترش دایرهٔ دانش ما، تاریکی‌ای که این دایره را احاطه می‌کند نیز گسترده می‌شود.»
* «یک فرد باهوش یک مسئله را حل می‌کند اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری می‌کند.»
* «اگه نمرهٔ تستت تک شد ناراحت نشو!»
* «در دنیایی که دیوارها و دروازه‌ها وجود ندارند چه احتیاجی به پنجره و نرده است؟»
* «از وقتی که ریاضی‌دانان از سرو کول «نظریه نسبیت» بالارفته‌اند، دیگر خودم هم از آن سر در نمی‌آورم.»
* «دوچیز بی‌پایان هستند: اول «منظومه شمسی»، دوم «نادانی بشر»، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم.»
* «من نمیدانم انسان‌ها با چه اسلحه‌ای در جنگ جهانی سوم با یک‌دیگر خواهند جنگید، اما در جنگ جهانی چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب و چماق خواهد بود.»

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 8:52  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  | 

نمایشگاه كتاب آذربایجان در دانشگاه مراغه

 

+ نوشته شده در  شنبه 23 آبان1388ساعت 16:29  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  | 

نامه سرگشاده 4 اتحاديه بزرگ دانشجويي:


هاشمي رفسنجاني در معرفي اعضاي خانواده خود به دادگاه پيش‌قدم شود
اتحاديه بزرگ دانشجويي با صدور نامه‌اي سرگشاده خطاب به هاشمي رفسنجاني ضمن يادآوري اقدامات غيرقانوني برخي اعضاي خانواده وي، از هاشمي خواستند تا خودش در معرفي اين افراد به دادگاه پيش قدم شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 13:50  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  | 

مقایسه ای بین سرعت های اینترنت

" خبرگزاری مهر "مقایسه ای بین سرعت اینترنت در جاهای دیگر:

سرعت اینترنت؛ مصر متوسط بیش از 2 مگابیت، ایران حداکثر 512 کیلوبیت!

سرعت اینترنت؛ آفریقای جنوبی حداکثر 4 مگابیت، ایران حداکثر 512 کیلوبیت!

 سرعت اینترنت؛ فرانسه میانگین 44 مگابیت،ایران حداکثر 512 کیلوبیت!

سرعت اینترنت؛ نیوزلندحداقل 5/13 مگابیت، ایران حداکثر 512 کیلوبیت

 سرعت اینترنت؛ لهستان 4 مگابیت ، ایران 512 کیلوبیت!

سرعت اینترنت ؛ بحرین 2 مگابیت ، ایران 512 کیلوبیت!

 سرعت اینترنت ؛ مالزی10 مگابیت ، ایران 512 کیلوبیت!

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 11:5  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  | 

تعداد كاربران اینترنت پر سرعت ايران يک هفتم ميانگين جهانی

تعداد كاربران اینترنت پر سرعت ايران يک هفتم ميانگين جهانی

روزنامه هموطن سلام: تعداد کاربران اينترنت پرسرعت (ADSL) در ايران 400 هزار نفر است که به اين ترتيب از هر هزار ايراني شش نفر از اينترنت پرسرعت برخوردارند که اين شاخص حدود يک هفتم ميانگين جهاني است.
طبق آخرين آمار بدست آمده از موسسه تحقيقاتي Point Topic، تا پايان سه ماه دوم سال 2009 ميلادي ، 289 ميليون و 390 هزار مشترک در دنيا از طريق فناوري DSL (اينترنت پرسرعت) به شبکه دسترسي باند وسيع متصل شدهاند.
با توجه به اين آمار، ايران با داشتن يک درصد جمعيت دنيا، بايد اکنون بيش از 2 ميليون و 860هزار مشترک اينترنت پرسرعت داشته باشد تا بتواند با ميانگين جهاني آمار کاربران اينترنت پر سرعت همگام شود.
براساس آخرين گزارش شرکت فناوري اطلاعات ايران، تعداد کاربران اينترنت پرسرعت در کشورمان 400 هزار مشترک است. در حالي که از هر هزار نفر جمعيت دنيا 40 نفر به اينترنت پرسرعت دسترسي دارند اين رقم در ايران شش نفر است.
گفتني است براساس آمار رسمي منتشر شده از سوي شرکت فناوري اطلاعات، دولت و بخش خصوصي ايران در ارايه اينترنت پرسرعت به کاربران از اهداف برنامه چهارم توسعه عقب هستند.
بخش‌هاي خصوصي و دولتي تا اين زمان که کمتر از پنج ماه به پايان برنامه چهارم توسعه مانده است فقط توانسته‌اند به ترتيب به 29 و 21 درصد تعهدات خود در زمينه واگذاري پورت پرسرعت عمل کنند.
با وجود مدت زمان کوتاه باقي مانده تا پايان برنامه "صابر فيضي" مديرعامل شرکت مخابرات ايران، هفته گذشته در گفت‌وگو با ايرنا قول داد اين شرکت تا پايان سال جاري به تمام تعهد اين شرکت که واگذاري 275 هزار پورت پرسرعت است، عمل کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 10:52  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  | 

فرق بین بی حجابی و با حجابی

+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 7:19  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  | 

ايران مقام اول تعطيلات رسمی در جهان

 



روزنامه ابتکار: تعطيلات رسمي و غير رسمي در ايران همواره يکي از محل نزاع هاي برخي طيف ها و گروههاي مختلف اعم از صنفي و سياسي در جامعه ايران بوده و مي باشد. اين کشور با داشتن 30 روز تعطيلي رسمي بيشترين ميزان تعطيلات رسمي در جهان را دارد.در بين کشورهاي مختلف، سنگاپور با 11 روز تعطيلات رسمي، کمترين ميزان تعطيلات عمومي را به خود اختصاص داده است.

 نکته جالب اين است که کشوري که کمترين تعطيلي در دنيا را دارد در رده بندي هاي مختلف جهاني از جمله تجارت، ميزان درآمد و توليد ناحالص ملي همواره در رده هاي اول قرار دارد.در بين 195 کشور جهان تنها 50 کشور در مقايسه با ديگر کشورها از تعطيلات کمتري برخوردارند که در بين آنها نيز کمترين ميزان تعطيلات رسمي 17 روز است.

به طور مثال در منطقه آسيا ژاپن 17 روز، هنگ کنگ 18 روز و جمهوري خلق چين 22 روز تعطيلي رسمي دارند. همه کساني که در داخل ايران به زياد بودن تعطيلات رسمي و غير رسمي اعتراض داشته اند هرگز يک برنامه رسمي و کارآمد براي کاهش آن نداشته اند. البته چند سال قبل طرحي در مجلس براي کاهش تعطيلات رسمي کشور ارائه شد که آن طرح نيز عقيم ماند.

 برخي ها زياد بودن تعطيلات در ايران را به اين دليل مي دانند که اصولا ايراني ها افرادي خوش گردش و اهل تفريحي هستند مي دانند و برخي ديگر نيز با انتقاد از حاکميت اين تعدد تعطيلات را نتيجه برنامه ريزي هاي دولتهاي مختلف مي دانند. البته تفاوت ايران با برخي کشور هاي صاحب تعطيلات کمتر به نوعي منطقي است چرا که ايران هم داراي روزهاي و سنت هاي ملي غيرقابل خدشه است (همانند تعطيلات عيد نوروز) و هم به دليل پيشنه مذهبي بودن داراي تعطيلات مذهبي که آنها نيز غير قابل حذف هستند (مانند تاسوعا ,عاشورا،اعياد مختلف و....). اما تعدد تعطيلات همه ماجراي کاهش بهره وري در ايران نيست چرا که در ساير روزهاي غير تعطيل نيز بورکراسي اداري و.... چنان ناتواني و بلا استفاده بودن را بر سيستم اداري و اقتصادي ايران حاکم کرده است که همگان به پايين بودن نرخ بهره وري اذعان دارند.

به نظر مي رسد برنامه اي جامع البته نه بر کاغذ بلکه در اجرا براي افزايش بهره وري و کاهش نگراني هاي مردم و مراجعين در روزهاي غير تعطيل از سوي دولت در نظر گرفته شود تا افزايش رضايت به همراه تعطيلات کنوني سبب شود به مردم ايران عزيز خوش بگذره!!


+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 15:40  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  | 

نیایش دکتر شريعتی

خدایا, مرا یاری ده تا جامعه ام را بر سه پاییه کتاب, ترازو و اهن استوار کنم و دلم را از سر چشمه حقیقت , زیبایی و خیر سیراب کن.

خدایا, جامعه ام را از بیماری تصوف و معنویت زدگی شفا بخش, تا به زندگی و واقعیت باز گردد و مرا از ابتذال زندگی و بیماری واقعیت زدگی نجات بخش, تا به ازادی عرفانی و کمال معنوی برسم.

خدایا, این ایه راکه بر زبان داستایوسکی رانده ای , بر دلهای روشنفکران فرودار که : (( اگر خدا نباشد , همه چیز مجاز است.)) جهان فاقد معنی و زندگی فاقد هدف و انسان پوچ است و انسان فاقد معنی, فاقد مسئولیت نیز هست.

خدایا , در برابر هر چه ماندن را به تباهی میکشاند , مرا با نداشتن و نخواستن رو یین تن کن.

خدایا , در تمامی عمرم , به ابتذال لحظه ای گرفتارم مکن که به موجوداتی بر خورم که در تمامی عمر , لحظه ای را در ترجیح عظمت , عسیان و رنج,بر خوشبختی , ارامش و لذت اندکی تردید کرده اند!

خدایا, به هر که دوست میداری بیاموز که : عشق از زندگی کردن بهتر است و به هرکه , دوست تر میداری, بچشان که: دوست داشتن از عشق برتر .

خدایا , به من توفیق تلاش در شکست , صبر در نومیدی , رفتن بی همراه , جهاد بی سلاح , کار بی پاداش, فداکاری در سکوت , دین بی دنیا, مذهب بی عوام , عظمت بی نام , خدمت بی نان , ایمان بی ریا , خوبی بی نمود , گستاخی بی خامی , مناعت بی غرور , عشق بی هوس , تنهایی در انبوه جمعیت , دوست داشتن بی انکه دوست بدارند , روزی کن.

خدایا , مرا همواره هشیار و اگاه دار , تا پیش از شناختن درست و کامل کسی یا فکری , مثبت یا منفی قضاوت نکنم .

خدایا , شهرت, منی را که می خواهم باشم , قربانی منی که می خواهند باشم, نکن.

خدایا , خود خواهی مرا چنان در من بکش , یا چنان برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم , و از ان در رنج نباشم.

خدایا , اتش مقدس شک را انچنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند , بسوزد و و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهروار بر لبهای صبح یقینی, شسته از هر غبار طلوع کند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 24 مهر1388ساعت 12:28  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  | 

سخنی از دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته عمده تقسیم کرده است:

آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند ( عمده آدمها . حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند ( مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده اشان یکی است.

آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند ( آدمهای معتبر و با شخصیت . کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که همواره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

آنانی که وقتی هستند نیستند و وقتی که نیستند هستند ( شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند . چه می گفتند و چه می خواستند . ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف داریم برایشان . اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم، قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب میشود . سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم . و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

+ نوشته شده در  جمعه 24 مهر1388ساعت 12:22  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  | 

اعتراض برخی مراجع به رزم‌مختلط ناجا و برخورد احمدی‌مقدم با خاطیان

انتشار خبر و تصاویر رزم مختلط نمایشی در نمایشگاه نیروی انتظامی با اعتراض برخی مراجع تقلید و دستور فرمانده ناجا برای برخورد با عوامل خاطی مواجه شد.

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت 9:38  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  | 

سخنی از مهاتما گاندی

من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم ،من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،

من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،
چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.
و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ، من را خودم از خودم ساخته‌ام،
منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است،
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى
و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه
ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.
می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم ،
چرا که ما هر دو انسانیم.
این جهان مملو از انسان‌هاست ،
پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.
تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم،
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند،
حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند،
دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى،
من قابل ستایشم، و تو هم.
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد
به خاطر بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى
همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت،
اما همگى جایزالخطا.
نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،
و یادت باشد که این ها رموز بهتر زیستن هستند... 



+ نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 7:39  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  | 

نشست اختتامیه نهمین اجلاس عالی کشورهای ترک

 

نشست اختتامیه نهمین اجلاس عالی کشورهای ترک:

 

امضای بیان نامه نخجوان و تاسیس شورای همکاری کشورهای ترک زبان 


به گزارش خبرگزاری دولتی "آذرتاج" آذربایجان، روز شنبه در چارچوب دیدار روسای جمهور کشورهای ترک، بیاننامه نخجوان و توافقنامه تاسیس شورای همکاری کشورهای ترک زبان امضا شده است. 
الهام علی اف با ایراد سخنرانی اختتامیه اعلان نمود نشست بعدی سازمان در ماه اوت سال 2010 در بیشکک پایتخت قزاقستان برگزار خواهد گردید.
طی این نشست عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه، نورسلطان نظربایف رئیس جمهور قزاقستان، کورمان بیگ باکی اف رئیس جمهور قیرقیزستان، خیدیر ساپارعلی اف معون نخست وزیر ترکمنستان با ایراد سخنرانی گسترش روابط دو جانبه و چندجانبه میان کشورهای عضو سازمان را خاطرنشان شده اند. آنان همچنین با انجام تبادل نظر در مورد مسائل منطقه ای و بین المللی پیشنهاداتی در مورد تحکیم و توسعه هرچه بیشتر روابط ارائه داده اند. 
قبل از این نیز نشست سران کشورهای ترک زبان در سال 1992 در آنکارا، در سال 1994 در استامبول، در سال 1995 در بیشکک، در سال 1996 در داشکنت، در سال 1998 در استانه، در سال 2000 در باکو، در سال 2001 در استامبول و در سال 2006 هم در آنتالیا برگزار شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 13:38  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  | 

استاد یادت گرامی و روحت شاد باد.......

 

پروردگارم ،مهربان من

از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است

و هر زمزمه ای بانگ عزایی

و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...

در هراس دم می زنم 

در بی قراری زندگی می کنم

و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است

من در این بهشت ،

همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"

"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"

دردم ، درد "بی کسی" بود

« دکتر علی شریعتی»

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 مهر1388ساعت 17:50  توسط انجمن اسلامی دانشگاه مراغه -araz  |